پاییز را دوست ندارم!
نمی دانم چرا!؟ از اول این طور بودم!؟
کلمه اش را هم دوست ندارم!؟
از کلمه ی خزان هم خوشم نمی آید!؟
بوی پاییز یک سرمایی دارد که دوستش ندارم!؟
البته خیلی خوب است سرد می شود اما!؟
برگریزانش را هم دوست ندارم!؟
برگ های زرد و نارنجی و قرمز فقط وقتی باران می خورند قشنگ هستند وگرنه خشک هستند و دوست ندارم!؟
پاییز فصل امتحان است، فصل مدرسه!؟
راستی یک چیزی در تلگرام دیدم بچه ها می خواهند مهر را تعطیل کنند!؟ راست است؟!
آفرین
میسی
مسئله این تو این دنیای خشن میتونی نقطه امنتو بسازی... برای همینه من مثل کبک زندگی میکنم
الان فهمیدم چی میگی! لایک!
منم از دیشب دارم خزان استاد مشکاتیان رو گوش میدم همیشه می گفتم آهنگ به این قشنگی چرا اسمش خزانه؟! پر تکاپو هست ولی دارم می فهمم
من و گیل پیشی تو رویا زندگی میکنیم... خیال پردازیم... دقیق فانتزی یعنی زندگی هنری خلاق مثلا پاییز میتونه غمگین سرد و خاکستری باشه. اما گرم و رنگی رنگی میبینیمش که میشه کلی حالشو برد با لباس های خوشگل موشگل و میشه رفت قزوین تو برگها قدم زد و شیرینی زنجبیلی خورد...بازم بگم
از من بپرس نه هوش مصنوعی
اوه چه رویایی!؟
خوب این قدر رویایی باشی تو ذوقت نمی خوره؟ آخه دنیا که این طوری نیست دنیا خشنه!
ای بابا هرچی فانتزیه تو دوست نداری
اصلا فانتزی یعنی چی؟! همین رو من نمی دونم!؟
هوش مصنوعی میگه:
فانتزی به معنای خیالی، غیر واقعی و بر پایه خیال بودن است. در ادبیات، فانتزی به داستانها و رمانهایی گفته میشود که شخصیتها، موجودات و جهانهایی دارند که به صورت خیالی و غیر واقعی به تصویر کشیده شدهاند. همچنین، فانتزی به شکلی از هنر و سبک زندگی نیز گفته میشود که بر پایه خلاقیت و خیال بنا شده است.
* من کلا آدم خیالبافی نیستم از بچگیم نبودم تو دنیای فیزیکیم
ا من عاشق پاییزم بافت رنگی بپوشی چای بزنی
نمیشه باهاش اشتی کنی
وساطتت نمیشه کرد
وای از لباس پشمی هم بدم میاد



حالاها بهترم باهاش