من دوستت دارم ولی می خوام برم!؟
ما فقط بهم آسیب می زنیم!؟
با هم اصطکاک داریم!؟ فراتر از اصطکاک!؟
خوب چه کاریه!؟
مگه مجبوریم!؟
تازه ما واقعا عاشق هم نیستیم!؟
اگر بودیم همو می بخشیدیم و با تموم عیب های هم همو دوست داشتیم!؟
ما نمی تونیم یک ما بشیم چون هر کدومون یک منیم!؟
جامعه ی ایرانی هنوز درگیر این چیزاست!؟
نمی تونیم با هم همکاری کنیم!؟
هر کسی می خواد اون یکی به راه و نظر اون باشه!؟
این میشه که همه مون فرد می مونیم!؟
من راهش رو نمی دونم!؟ هیچکس نمی دونه!؟
شاید باید فکر کنم و یه راه پیدا کنم!؟
از من متنفر نباش!؟
خوب من چه کار کنم!؟
نمی تونم که خودم رو به خاطر تو نادیده بگیرم!؟
تو اینو می خوای!؟
متاسفم نمی تونم!؟
من هدف های زیادی برای زندگیم دارم!؟
همه ی زندگیم که نیستی!؟
یه بخشی از زندگیم هستی!؟
همون طور که من بخشی از زندگیت هستم و همه ی زندگیت در من خلاصه نمیشه!؟
واقعیتش رو بخوای تو اون جوری که من می خوام نیستی!؟
و من ترجیح میدم تنها باشم تا اینکه خودم رو بدبخت کنم!؟
چرا باید از خودم به خاطر تو بگذرم!؟
مگه تو برام چی کار می کنی!؟
نمی تونی با مال و منالت منو بخری!؟
اصلا حال خوشی ندارم مال و منال به چه دردم می خوره!؟
حالمم که نمی تونی بهتر کنی برعکس یه باری و حالم رو بدتر کردی!؟
اینا رو واضح میگم که برای اینکه بدونی درونم چی می گذره قصد دیگه ای ندارم!؟
می دونم شاید قصد شما این چیزا نبوده اما برداشت من این بوده!؟
پس ببین به درد هم نمی خوریم!؟
بزار برم!؟
نمی دونم باید چی کار کنم!؟
فقط می خوام خودم رو خلاص کنم!؟