باده ی دل

باده ی دل

مرا به خیر شما امید نیست شر مرسانید
باده ی دل

باده ی دل

مرا به خیر شما امید نیست شر مرسانید

رفتارهای احمقانه

وقتی بچه یا نوجوون هستیم رفتارهای احمقانه بزرگ ترها رو می بینیم و تو دلمون بهشون می خندیم و فکر می کنیم ما از اون ها بهتریم اما وقتی بزرگ میشیم و در موقعیت قرار می گیریم می بینیم همون رفتار احمقانه رو داریم انجام میدیم!؟

این جور رفتار کردن بخش بزرگیش به خاطر احساساته، قلبت جوری میشه که دیگه دست خودت نیست رفتار می کنی یا مثلا بیش از حد رئوفی و دلت واسه ی همه می سوزه اما اتفاقا کارهایی می کنی که نه به نفع خودته نه دیگران!؟

نمی دونم میگن با سیاست باید بود بخشی از زندگیه سیاسته ولی من دلم می خواد بی پرده حرف دلم رو بزنم!؟ اگه کسی رو دوست دارم بالا ببرمش ولی بدیش اینه که همون آدم برات شاخ میشه!؟

دیگه موندم به حرف دلم گوش کنم یا نه!؟ اگه به دل من بود به پزشکیان رای می دادم الان هم همه یا فحشم میدادن یا مسخره م می کردن!؟ همون که عقلم گفت به حرفای اینا اعتباری نیست!؟

الانم واسه عشقم از اول فهمیدم چه جور آدمیه ولی هی خواستم به حرف دلم گوش کنم و باهاش پیش برم ولی دیگه خسته ام اعصابم نمی کشه زیادی از خودم مایه گذاشتم هم برای اون هم برای بقیه، وقتیم می بینی حال خرابت برای هیچکس مهم نیست بیشتر اعصابت خرد میشه میگی من دیوونه بودم این همه از جون براشون مایه گذاشتم حالا اصلا بهت هیچ اهمیتی نمیدن!؟ بعد شیطونه میگه تو هم دیگه بهشون اهمیت نده ولی قلبه نمی زاره!؟ امان از این قلب!؟

الانم باز نیاین بگین برو ورزش تا خستگیات برطرف بشه، یه پیاده روی ساده میرم تلو تلو می خورم می خوام بیفتم زمین!؟ بعد شما میگین برو بدو!؟